نیکا جون در روز عاشورا
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
نیکای حسینی مامان و بابا
دیروز روز عاشورا بود ،روز حزن و اندوه ما،و دردناک تر اینکه تو همش به من گفتی کاش میتونستیم بریم هیئت


کاش میتونستیم بریم دسته ببینیم و من هم به شما می گفتم اشکال نداره عزیز دلم بیا با تلویزیون سینه بزنیم و عزاداری کنیم،بابایی سر کار بود بعداظهر اومد،ظهر عاشورا شد موقع نماز خودت گفتی مامان دوست دارم منم نماز بخونم ،دوتایی نماز خوندیم،می خواستم برات غذا درست کنم ،همسایمون برامون غذا نذری آورد کلی خوشحال شدیم و خداروشکر کردیم که امسال هم روز عاشورا غذای امام حسین قسمتون شد،دوتایی با هم خوردیم ،کلی بهت مزه داد،بعداظهر هم گفتی بیا با هم بازی کنیم دو ساعت باهم خواهر بازی کردیم،بعدش هم با محدثه تصویری بازی کردی،قبل از شام سه تایی شام غریبان گرفتیم،شمع روشن کردیم،بعدش تو با شمع کلی بازی کردی،به خاطر سرگرمی تو خانوادگی ۴قسمت از سریال مورد علاقه شما و دیدیم جادورو اضافه کن.


















نیکای حسینی مامان و بابا
دیروز روز عاشورا بود ،روز حزن و اندوه ما،و دردناک تر اینکه تو همش به من گفتی کاش میتونستیم بریم هیئت


















مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نیکا جون در روز عاشورا 

